داد نزن.

گوشم از صدایی بوق قطار وحشت دنیا پر است...

دنیای دیگر منی!

تو _داد _نزن.

تو_ارامش انزوای من باش.

دلم می خواهد باران ببارد

تند...

در را بازکنم دستت را بگیرم بکشموبدومو ...بدوم...

تا جایی که دیگر تو مرا بکشی

تخلیه شوم از استرس های قطار وحشت

بوقش را بسپورم به صدای کفش ها ونفس نفس هاوبارانو...

با تو این گونه ارامم!

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید