کاشکی هیچ وقت تو زندگیم این مسیرو نداشتم من که بدون تو کسیو نداشتم...

با همه ناراحتیای که ازت دارم بازم منتظر زنگتم منتظر زنگتم تا همه حرفامو بهت بزنم که نگفته نمونه  یه زمانی ناله میکردی که چرا حرفاتو نمیزنی الان بلد شدم میخوام بزنم و دارم میزنم  یهو میزنم که راحت بشم دیگه برا حرف زدن ثانیه شماری میکنم جالب اینه که برا حرف زدن با تو ثانیه شماری میکنم والا حوصله هیچ کس دیگه ای حتی بازم خودتم ندارم فقط دلم می خواد حرفامو بزنم البته نه هر حرفیو که تو بشنوی بعدشم کسی دیگه بعدشم بشه سرکوفت،عدم امنیت، بی اعتمادی...هی...

تازگیا به یه جاهایی رسیدم هر چقدر خودت روم فشار اوردی دیدی فایده نداره به قول خودت انقد پرروام که کم نمیارم نذاشتم هیچکس چیزی بفهمه بعد ک دیدی مقاومم خودت اومدی ترکوندی همه رو گفتی که تموم شه این رابطه از بیخ و بوم تموم شه که بعد ش راحت بری پیش گلو ی گیرکردت!!اره؟!برام مهم نیستا اصلا مهم نیست چون خدای ادمایی بی گناه خیلی بزرگتره.خیلی...

چطور روت شد چطور خجالت نکشیدی چطور تو روش نیگا کردی؟؟؟؟؟

میخوام بگم تموم.که اگه شد تمم بشه و به قول جنوبیا خلاص اگرم نشد حد اقل یه درس حسابی شده باشه برات بعدشم انقدباهات خشک بشم چون دیگه اصلا از جلو چشم افتادی می فهمی هر کاری میکنم نمی تونم بهت بچسبم البته اینا رو به تونمیگم نقشمو رو اب نمیکنم ولی بازم خوب شد حرفا زده شد فرصت تموم شدنم پیدا شد.

/ 0 نظر / 13 بازدید