پارسال دوست امسال اشنا...

دم درکنار حراست تکیه دادم به شیشه مات و مبهوت ازخستگی دنبال چهره ی اشنای حاجی

حس کردم یه نفر از سمت چپ منو لمس کرد، یه جورایی می خواست بفهمه واقعیم یا نه؟!

برگشتم نیگاش کردم نشناختمش واسه چند لحظه فکر کردم یکی از همین اشنا هاس....

ولی نه،مریم بود.مریم احمدی یه دوستی که فوق العاده با هم صمیمی بودیم بعد از 4سال دوری!!!!!!!!

اشک تو چشام جمع شد...

هنوزم باور ندارم....هنوزم فک میکنم یه رویاس...هنوزم معلقم....!!!!

وای خدا جون....ممنون!!!!دلم می خوادش........یه اس اره یه اس.....

/ 3 نظر / 20 بازدید
قاصدک

واااااااااااااااااااااااااااااای وای چقدر تم جدیدتو دوس داررررررررررررررررررررم.[قلب][ماچ]

سامي

گاهي دلمان بدجور كسي را ميخواهد ... خوشحال ميشم به وبلاگ من هم سر بزنيد[گل]